..::دانلود آلبوم جدید «علی زندوکیلی» به نام «رویای بی تکرار» با دو کیفیت و پخش آنلاین + متن آهنگها::..

برای دانلود آلبوم شنیدنی و زیبای “رویای بی تکرار” با صدای “علی زندوکیلی” به همراه متن ترانه ها و با کیفیت های ۳۲۰ و ۱۲۸ با فرمت MP3 با ملوطی همراه باشید.
پخش آنلاین آلبوم “رویای بی تکرار” با کیفیت بالا
لینک مستقیم دانلود آلبوم در انتهای پست {بصورت تکی و یکجا}
ترانه سرایان: حدیثداوود غلامی شیرازی، فراز حلمی، افشین مقدم ۱، حسین غیاثی، پرستو حراجی اصل /
آهنگسازان: علی زند وکیلی، محمد زند وکیلی، علیرضا افکاری، فراز حلمی /
تنظیم کنندگان: گروه زند, یاشار یاری, سعید زمانی /
نوازندگان: سینا علم، امید غفاریان خرم، افشین بابایی , شایان ریاحی، رامتین اتابکی، سحاب علم /
Download New Album by: “Ali Zand Vakili – Rouyaye Bi Tekrar” with lyrics from MeloT
اگه آلبوم و خواننده رو دوست داری قلب تو خالیو سبز کن💚 نظرتم با ما در میون بذار…
این آلبوم حاوی آهنگ های: ۱.آتش در آب – ۲.بی تابانه – ۳.لالایی – ۴.رویای بی تکرار – ۵.جدایی – ۶.لحظه شیرین – ۷.نمیایی – ۸.جانانه – ۹.آه سرد – ۱۰.عطر خاطره – ۱۱.آهسته آهسته – ۱۲.نجوای چوپان
This Album contains Song: Atash Dar Aab – Bi Tabaneh – Lalaei – Rouyaye Bi Tekrar – Jodaei – Lahzeye Shirin – Nemiayi – Jananeh – Aahe Sard – Atre Khatereh – Ahesteh Ahesteh – Najvaye Choupan
:متن آهنگ آتش در آب از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی
سر تا پا آتشی شعله میکشی میچرخی میرقصی اینچنین خاکستر میکنی میسوزی مرا میچرخی میرقصی اینچنین
تو میچرخی جنون می آید ز دریا موج خون می آید تو میرقصی چنین لیلی وار که او از جلد تو برون می آید
میخندانی مرا میگریانیم عاشق شیدا اینچنین از آتش آبمو در آب آتشم می لرزم می سوزم اینچنین
تو میرقصی تو میرقصانی چو مستانی تو میمستانی میان آسمان خونین چنان رعدی که میبارانی
تو میچرخی زمان میچرخد شعور کهکشان میچرخد تو هشیاری مثال مستان زمین و آسمان میچرخد
شب از عطر تو مست و شیداست حضور لحضه ها بی همتاست جهانی را تو میرقصانی برون تو خدا هم پیداست
سر تا پا آتشی شعله میکشی میچرخی میرقصی اینچنین خاکستر میکنی میسوزی مرا میچرخی میرقصی اینچنین
تو میچرخی جنون می آید ز دریا موج خون می آید تو میرقصی چنین لیلی وار که او از جلد تو برون می آید
متن آهنگ بی تابانه از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
هوای حال من غم داره سرده
ولی از ابر و بارون خزون نیست
زمستون داره تو لحن تو انگار
که ابرش تو هزار تا آسمون نیست
هوام دلگیر نفس هام سرد دلم خون
یه عالم درد و دل دارم تو سینه
شب تار و غم یار و دل زار
هوای بی می و ساغی همینه
چه بی تابانه بی تاب تب تو
چه بی رحمانه بی رحمی تو بی رحم
چه بی اندازه می خوام که تو باشی
چه با انگیزه می خونی که میرم
من و سازم من و سوزم من و آه
تو و جام پر از می که شکستی
من و حال خرابو این شراب و
تو و باده من و عادت به مستی
تو و باده من و عادت به مستی
من اینجا دلخوشیم رفته به بادو
تو موهات غرق رقص روی این باد
سکوت شب کنار تو یه حرفه
سکوت تو چه احساسی به شب داشت
چه بی تابانه بی تاب تب تو
چه بی رحمانه بی رحمی تو بی رحم
چه بی اندازه می خوام که تو باشی
چه با انگیزه می خونی که میرم
من و سازم من و سوزم من و آه
تو و جام پر از می که شکستی
من و حال خرابو این شراب و
تو و باده من و عادت به مستی
تو و باده من و عادت به مستی
متن آهنگ لالایی از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
لالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن روی زانوی شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداری تلخ حقایق
تو مثل التماس من میمونی که یک شب روی شونه ها چکیدم
سرم گرم نوازش های اون بود که خوابم برد و کوچشو ندیدم
حالا من موندم و یه کنج خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاتم های امواج جدایی زده کاشونمو صد تکه کرده
دلم می خواست پس از اون خواب شیرین
دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد
میون قلب من تو کم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمیشد
صدام غمگینه از بس گریه کردم
ازم هیچ اسم و آوازه ای نیست
نمی پرسه کسی هی در چه حالی
خبر از آشنای تازه ای نیست
به پروانه صفت ها گفته بودم که شمعم میل خاموشی من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن حالا وقت فراموشی من نیست
تو مثل التماس من میمونی که یک شب روی شونه ها چکیدم
سرم گرم نوازش های اون بود که خوابم برد و کوچشو ندیدم
متن آهنگ رویای بی تکرار از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
تو آمدی از راه در آن شب بی ماه
همراه تو دنیا با من قدم میزد
تو با منی انگار آرامش دیدار
رویای بی تکرار در خواب من بیدار
هر شب با تو بیدار بیدارم
نه ممکن نیست چشم از تو بردارم
هر شب با تو بیدار بیدارم
تنها تو را دارم نه ممکن نیست
چشم از تو بردارم بیدار بیدارم
تو آدمی از راه در آن شب بی ماه
همراه تو دنیا با من قدم میزد
تو با منی انگار آرامش دیدار
رویای بی تکرار در خواب من بیدار
هر شب با تو بیدار بیدارم
نه ممکن نیست چشم از تو بردارم
هر شب با تو بیدار بیدارم
تنها تو را دارم نه ممکن نیست
چشم از تو بردارم بیدار بیدارم
متن آهنگ جدایی از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
رفیقم چی بگم بارونه حالم مثل اشکای من رو شونه ی تو
میترسم سر بزارم روی دستات یهو سقفش بریزه خونه ی تو
یوقتایی چقدر کم میشه مرحم همون وقتا که درد دل زیاده
یوقتایی میخوای دیوونه باشی میبینی توی شهر عاقل زیاده
جدایی با جدایی فرق داره یکی با عشق اومد خسته تن رفت
یکی اونه که من از دست دادم گمون کردم خودش از دست من رفت
شکستن با شکستن فرق داره گاهی بغضت شکسته چکه میشی
گاهی سنگی به شیشه ت میزنن که با هر تکه هزاران تکه میشی
چقدر خالی شده آغوشم از عشق مثل کوهی که از یک دشت میره
همین آهوی زیبای تو بیشه زمستونم اگه برگشت میره
میرم دنبال رد پایی در برف میبینم آب شد جاری شده رود
دلم تنگه برای هرچی که نیست دلم تنگه برای هرچی که بود
جدایی با جدایی فرق داره یکی با عشق اومد خسته تن رفت
یکی اونه که من از دست دادم گمون کردم خودش از دست من رفت
شکستن با شکستن فرق داره گاهی بغضت شکسته چکه میشی
گاهی سنگی به شیشه ت میزنن که با هر تکه هزاران تکه میشی
.
متن آهنگ لحظه شیرین از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
آی تو رهایی مثل پروانه ی دیوانه ی پرواز
تو صدایی زنده و ساده به زیبایی آواز
تو هوایی مثل تاثیر همین … دلباز
باورم کن باید آن خاطره ها زنده شود باز
لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
عاشقمو دار و ندارم تویی
لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
عاشقمو دار و ندارم تویی
آی دیدم از دور بوی تو رسم پریشانی دنیاست
دیدم از دور از همین فاصله لبخند تو پیداست
در نگاهت موج زیبایی و آرامش دریاست
با تو مستم بهترین جای جهان با تو همین جاست
لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
عاشقمو دار و ندارم تویی
لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
عاشقمو دار و ندارم تویی
متن آهنگ نمیایی از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
بی تو باران چه زیبا برای چشم من بهانه
یادت نامت زده به قلبم تازیانه
وقتی رفتی بعد از رفتنت ستاره ای نیامد
داغ عشقت چه سعله ایست بر آشیانم
بهار جان من سر آمد نمایی
خزان به رنگ غم درآمد نمیایی
دقیقه های بی قراری به جانم نشسته نمیایی
نشسته ام در انتظارت نمیایی
دو چشم خیس من به راهت نمیایی
هوای موسم جدایی دلم را شکسته نمیایی
در دل سپرده ام مهر تو در سر هوای تو دارم کجایی
کجایی کجایی که پر به سوی من گشایی
ای آشنای آرامشم جان میرود ز دستم کجایی
کجایی که گاهش به سوی عاشقت بیایی
بهار جان من سر آمد نمایی
خزان به رنگ غم درآمد نمیایی
دقیقه های بی قراری به جانم نشسته نمیایی
نشسته ام در انتظارت نمیایی
دو چشم خیس من به راهت نمیایی
هوای موسم جدایی دلم را شکسته نمیایی
متن آهنگ جانانه از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
جانی و جانانه ای چشم این کاشانه ای
اما پر فسانه ای جانم به قربانت
میخرامی توی سر میروی آسیمه سر
داری صد سودا به سر جانم به قربانت
بی محابا دلبری هرکجا مینگری
دل و دین ها میبری جانم به قربانت
سیمین بر بی مثال دیگر هنگام وصال
بگذشته از ماه و سال جانم به قربانت
التماست کردم اینبار جانا مده آزار بازا
ببرم یار بیا یار بیا یار بیا یار
آمدی جانم به قربانت ولی میگریزی بی هدف
پیش از این رفتی ولی باز آمدی عمر خود کردی تلف
آمدی جانم به قربانت ولی میگریزی بی هدف
پیش از این رفتی ولی باز آمدی عمر خود کردی تلف
خنده ها مینمودی ره خود میپیمودی دین و دل میربودی
جانم به قربانت
میشدم آرام جان میشدی نا مهربان
هم سخن با دیگران جانم به قربانت
بی محابا دلبری هرکجا مینگری
دل و دین ها میبری جانم به قربانت
سیمین بر بی مثال دیگر هنگام وصال
بگذشته از ماه و سال جانم به قربانت
متن آهنگ آه سرد از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
زمین خوردم از درد این لحظه ها
همین لحظه های که بی طاغتم
تو نیستی که ببینی این حال من حال دریای طوفانیه
این شب غصه طولانیه
زمین خوردم از آه سرد دلم
به جایی رسیدم که تنها شدم
از این حسرت روزهایی که رفت
با دلم درد همسایه شد
گریه با چشم من گریه شد
چرا هر غباری و پس می زنم
یه تصویری از تو فقط پشتشه
شبیه یه ماهی بعد از این
پشت یک پنجره میرسم
باز به یک خاطره می رسم
به پای عشق تو سوخت قلبم
کی عاشقانه شدی تو در زبان منی یک عمر
کی ترانه شدی کی ترانه شدم
کی عاشقانه شدی تو در زبان منی یک عمر
کی ترانه شدم کی ترانه شدم
نگفتی شنیدم و ندیدی و این
من از تو به هر چی به جز تو رسیدم
مثل روی آشفته ای روی باد
تا نفس می کشی بی قرار توام
منو می کشونی به سمت خودت
من زمین خوردم و ره سپار توام
به پای عشق تو سوخت قلبم
کی عاشقانه شدی تو در زبان منی یک عمر
کی ترانه شدی کی ترانه شدم
کی عاشقانه شدی تو در زبان منی یک عمر
کی ترانه شدم کی ترانه شدم
متن آهنگ عطر خاطره از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
بیا به افسانه ی من به خلوت خانه ی من
بیا ببین چه کرده ای با دل دیووانه ی من
بیا ببین چه کرده ای با دل دیووانه ی من
به غصه ی فرسته ها دوباره بال و پر بده
تو اوج عاشقانه ای به اسمون خبر بده
به شهر بی خبر بگو به کوچه ها که میزنی
تو رو سکوت می کنم مرا صدا که میزنی
با خیال تو رد شدم از شب تنهایی
هر کجا که من بعد از این میرسم آنجایی
ساحلت منم مو به مو موج این دریایی
میرسد به من تا ابد این همه زیبایی
بیا به دیوانگیم به خلوت خانگیم
که تن دهد به شعله ام دوباره پروانگیم
چه عاشقانه می شود کنار تو زندگیم
بگو از آرامش من از آخرین خواهش من
بگو تو از زمزمه ی ترانه ی سرخوش من
تو خواب یک منظره ای خیال یک پنجره ای
که می وزد نگاه تو بر هر خاطره ای
با خیال تو رد شدم از شب تنهایی
هر کجا که من بعد از این میرسم آنجایی
ساحلت منم مو به مو موج این دریایی
میرسد به من تا ابد این همه زیبایی
متن آهنگ آهسته آهسته از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
میروم ز تو و در سکوت غمت ساعتی بی تو بر من نمیگذرد
قاب نقش تو بر کنج دل زده ام داغ این عشق دیوانه بر بدنم
رد شدم ز تو و آتشی به دلم شعله میزد بر این کوچ بی ثمرم
گریه میکنم از شرح حال دلم از جدایی خدا رو صدا بزند
تنگ غروب آن دم وقتی که میرفتم تو گریه میکردی آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز جانا خداحافظ من بی تو میمیرم آهسته آهسته
تنگ غروب آن دم وقتی که میرفتم تو گریه میکردی آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز جانا خداحافظ من بی تو میمیرم آهسته آهسته
مشو دلشکسته ز رفتن من قسم خورده ی عشق پاک توام
پس از این جدایی ببین تو مرا غریبانه خواندم به یادم تو را
تنگ غروب آن دم وقتی که میرفتم تو گریه میکردی آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز جانا خداحافظ من بی تو میمیرم آهسته آهسته
تنگ غروب آن دم وقتی که میرفتم تو گریه میکردی آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز جانا خداحافظ من بی تو میمیرم آهسته آهسته
متن آهنگ نجوای چوپان از آلبوم رویای بی تکرار علی زندوکیلی:
خدایا به جانم نمانده قراری ببارو
بگو با دل من به ابرت به نرمی ببارون
دریغا کویرم بیا و چو باران ببار
به نبض شقایق به چشمای عاشق ببار
به نجوای چوپان چو آهنگ باران ببارو
درختی اسیرم بیا بر زمینم ببارون
من آن کوه صبرم به امید چشمه ببار
نمانده قراری بر این جان تشنه ببار
صدای بار آمد صبای یار آمد
به جانم بنشسته ببار
دلم آرام تو تنم باران تو به جان این تشنه ببار
های ببار آخ ببار باران ببار ببار ببار باران ببار
روز و شب ها بیدار بیدار رویای لحظه های دیدار
برق امد چه سبزه درختم هی ببار و هی ببار
ای خدا برق اسمانم جز مهرت مرحمی ندارم
پروانه ها چشم انتظارن هی ببارو هی ببار
صدای بار آمد صبای یار آمد
به جانم بنشسته ببار
دلم آرام تو تنم باران تو به جان این تشنه ببار
های ببار آخ ببار باران ببار ببار ببار باران ببار
نظرات