..::دانلود آلبوم جدید «محسن چاوشی» به نام «امیر بی گزند» با دو کیفیت و پخش آنلاین + متن آهنگها::..

برای دانلود آلبوم شنیدنی و زیبای “امیر بی گزند” با صدای “محسن چاوشی” به همراه متن ترانه ها و با کیفیت های ۳۲۰ و ۱۲۸ با فرمت MP3 با ملوطی همراه باشید.
پخش آنلاین آلبوم “امیر بی گزند” با کیفیت بالا
لینک مستقیم دانلود آلبوم در انتهای پست {بصورت تکی و یکجا}
ترانه سرایان: مولانا، علی اکبر یاغی تبار، پدرام پاریزی، حسین صفا، سعدی /
تنظیم کنندگان: محسن چاوشی، بهروز صفاریان، فرشاد حسامی، کوشان حداد، عادل روح نواز، بابک نقوی /
Download New Album by: “Mohsen Chavoshi – Amire Bi Gazand” with lyrics from MeloT
اگه آلبوم و خواننده رو دوست داری قلب تو خالیو سبز کن💚 نظرتم با ما در میون بذار…
این آلبوم حاوی آهنگ های: ۱.امیر بی گزند – ۲.دل من – ۳.چنگیز – ۴.ای کیست ای – ۵.جنگ زده – ۶.شیدایی – ۷.ویرونه شاه مقصود – ۸.پریشان – ۹.شرمساری – ۱۰.آخرین اتوبوس – ۱۱.تریاق – ۱۲.متصل
This Album contains Song: Amire Bi Gazand – Dele Man – Changiz – In Kist In – Jangzadeh – Sheydaie – Virooneh Shah Maghsood – Parishan – Sharmsari – Akharin Autobus – Taryagh – Motasel
متن آهنگ امیر بی گزند از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
عجب سَروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی
عجب لُطف بهاری تو، عجب میرِ شکاری تو
درآن غمزه چه داری تو؟ به زیرِ لب چه می خوانیــــــ؟
عجب حلوای قندی تو، امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی
توی کامل منم ناقص، توی خالص منم مخلص
توی سور و منم راقص، من اَسفل تو مُعَلایی
عجب حلوای قندی تو، امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانیـــــ
به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیرد
چُنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
مروح کن دل و جان را، دل تنگِ پریشان را
گلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی
عجب حلوای قندی تو، امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانیـــــ
عجب حلوای قندی تو، امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانیـــــ
متن آهنگ دل من از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بی سر و بی پا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من
خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جور مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
وه که چه شاد می شود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من
تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه ی پرخون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
متن آهنگ چنگیز از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
چه کردی با خودت چاووش خون خاک بی زائر چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر
موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه چه کردی با خودت آوازه خون شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه خراسون از چی میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه موذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم آش و لاش انفجارای دمادم شد پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن
نگاه کن من همون کوهم که روزی پرپرم کردی دل آتش زبونم کو چرا خاکسترم کردی
نگاه کن این همون کوهه که آخر پرپرش کردی چرا خاکسترش کردی چرا خاکسترش کردی
گمونم واژه ها مغز منو میدون مین کردن نگو تو جمجمم افراد استالین کمین کردن
حلالم کن تو ای پای جنون سر به دار من که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من
حلالم کن تو ای پای جنون سر به دار من که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من
متن آهنگ ای کیست ای از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
این کیست این این کیست این ، این یوسف ثانی است این
امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر
از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این
مست و پریشان توام موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام این عید قربانی است این
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
من کیسه ها میدوختم در حرص زر میسوختم
ترک گدارویی میکنم چون گنج دیدم در کمین
بسم الله ای روح القی بسم الله ای شیرین لقی
بسم الله ای شمس الضحی بسم الله ای علم الیقین
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
بی پا و سر کردی مرا بی خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف خندان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
از لطف تو چون جان وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
متن آهنگ جنگ زده از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
دلت تهرون چشات شیراز لبت ساوه هوات بندر
بمم هر شب تنم تبریز سرم ساری چشام قمصر
دلم دلتنگ تنگستان رو دوشم درد خوزستان
غرورم ایل قشقایی تو رگهام خون کردستان
تو خونم جنگ تحمیلی تو خونت ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی
تموم کودکیامو بهم دنیا بدهکاره
تو با لالایی خوابت برد منم با موج خمپاره
دیگه خستم از این شهرو از این دنیای وا مونده
میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هرکی که درکش کرد خندیده
رو دستم داغ سوسنگرد تو قلبم عشق خونین شهر
خیالم رکس آبادان اسیرم باز تو این شهر
موهات قشلاق دستامه برام بن بسته هر کوچه
مثل تالار آیینه به هر سمتی برم پوچه
دیگه خستم از این شهرو از این دنیای وا مونده
میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هرچی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هرکی که درکش کرد خندیده.
متن آهنگ شیدایی از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من ببین بیین که چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تحفه مرا بنه بنه بنشین تا دمی بر آسایی
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من ببین بیین که چه بی طاقتم ز شیدایی
مرو مرو چه سبب زود زود میبروی بگو بگو که چرا دیر دیر میایی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرغت تو زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
مرو مرو چه سبب زود زود میبروی بگو بگو که چرا دیر دیر میایی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرغت تو زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
بی رخ تو سودایی …
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من ببین بیین که چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تحفه مرا بنه بنه بنشین تا دمی بر آسایی
مجو مجو پس از این زینهار راه جفا مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
برو برو که چه کژ میروی به شیوه گری بیا بیا که چه خوش میچمی به رعنایی
مجو مجو پس از این زینهار راه جفا مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
برو برو که چه کژ میروی به شیوه گری بیا بیا که چه خوش بیا بیا که چه خوش میچمی به رعنایی
مرو مرو چه سبب زود زود میبروی …
نفس نفس … زمان زمان …
مرو مرو چه سبب زود زود میبروی بگو بگو که چرا دیر دیر می آیی
نفس نفس زدهام ناله ها ز فرقت تو زمان زمان شدهام بی رخ تو سودایی
سودایی … بی رخ تو سودایی …
بی رخ تو سودایی … سودایی … سودایی … سودایی …
مرو مرو … عجب عجب … نفس نفس … شیدایی …
متن آهنگ ویرونه شاه مقصود از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
این جنگل چوب خورده توو نعره های خفیفش شیر لگد خورده داره
دریاست دریایِ تابوت رو شونه های نحیفش مُرغابی مُرده داره
طفلک همش لَنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بَذل کرده
از تشنگی نصفِ جونه ، این مشک دستاشو عُمری نذر ابوالفضل کرده
این صورتِ استخونی از فقر سیلی که می خورد درد و فراموش می کرد
البته یادم نمیره وقتی جوون بود با فوت ، خورشیدو خاموش می کرد
روحی که رو موج اف اِم میشَست کنج اتاق و سرگرم بختِ خودش بود
لبخند میزد به آفَت ، سیبی که نعشِش همیشه زیر درخت خودش بود
ای چِرک رو اسکناسا اَرابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
بارِ تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ بابا
پیجامه یِ بی ادامه چشم انتظار یه نامه ، تسیبح و سجاده بابا
ای سُرفه های پر از دود ، ویرونه ی شاه مقصود از سکه افتاد بابا
میگفت جاهل که بودم عمر عزیزم هدر شد تووی صف سینماها
میگفت امروز دیگه نقش مهمی ندارم تویِ تئاتر شماها
میگفت ده سال هر روز راه دوا خونه ها رو تَرک موتور گریه کرده
از اون سر چاله میدون تا این سرِ توپ خونه با توپ پُر گریه کرده
میگفت ما مُرغ شامیم حالا یا بزم عروسی یا مجلس سوگواری
میگفت فرقی نداریم فرق ما دوتا شبیه ، اسب کالِسکه ــَست و گاری
میرفت و میگفت پشت لبخند سه در چهارم قسطِ عقب مونده دارم
میگفت از من گذشته میرفت و میگفت امشب مهمون ناخونده دارم
ای چِرک رو اسکناسا اَرابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
بارِ تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانی جنگ بابا
پیجامه یِ بی ادامه چشم انتظار یه نامه ، تسیبح و سجاده بابا
ای سُرفه های پر از دود ، ویرونه ی شاه مقصود از سکه افتاد بابا
ای آخرین شاهنامه ، افسانه ی بی ادامه
بی سنگ و کَباده
بابا تنهایی پَرده خونا ، تَه مونده یِ پهلوونا
از اسب افتاده بابا
متن آهنگ پریشان از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
از من که پریشانم …
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می آرم خود هیچ نمیمانم
ای خوبتر از لیلی بیمست که چون مجنون عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند از روی تو بیزارم گَر روی بگردانم
متن آهنگ شرمساری از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
هی شرمساری شرمسار شرمساری
جز شرمساری از خودت چیزی نداری
هی ناامیدی ناامیدی ناامیدی
از هیچکس حتی خودت خیری ندیدی
هی تنگدستی تنگدستی تنگدستی
چشماتو رو هر چی دلت میخواست بستی
هی آستین بردی به چشمای نجیبت
دستات خجالت میکشیدن توی جیبت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هر چی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
هی صبر کردی صبر اما بی علاجه
از صبر کردن روحت انقدر هاج و واجه
بارون حریف شر شر چشم ترت نیست
سقفی که باید باشه بالای سرت نیست
با این و اون نجنگ فرار کن فرار
از مردم دو رنگ فرار کن فرار
هی لقمه توی خون زدی تا زنده موندی
عمری دم از بارون زدی تا زنده موندی
هی سیب نارس چیدی از باغ بهشتت
دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت
چون زیر بار دوستی جون کنده بودی
از مهره های گردنت شرمنده بودی
هر چی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود
قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود
با این و اون نجنگ فرار کن فرار
از مردم دو رنگ فرار کن فرار
متن آهنگ آخرین اتوبوس از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
اوج گرفتی و من قفس شدم از تو
حسرت آزادی وبال بالم شد
یه روز دیدمتو تازه شدم از نو
یه روز از تو گذشت هزار سالم شد
سکوت تو مثل یه راز سر بسته
بین تولد و مرگ شناورم میکرد
نفس کشیدن تو قوطی در بسته
از اینکه پروانه ام مکدرم میکرد
دست که میبردی به کوله بار سفر
دخیل میبستم به دستگیره در
دخیل میبستم به جاده های عبوس
دخیل میبستم به آخرین اتوبوس
اونقدا ام میگن دلت بزرگ نبود
دلت یه زندونه یه چار دیواری
تصورم از تو دود هوا شد رفت
تا هی سقوط کنم به زیر سیگاری
صعود میکردم به قله چشمات
سقوط میکردم مهم نبود برام
دلم میخواست که تورو حبس کنم تو صدام
هیشکی به غیر از تو مهم نبود برام
چشم که مینداختی به آینه و چمدون
پناه میبردم به کوچه و بارون
چشم که میبستی رو بی پناهی من
پناه میبردم به نا امید شدن
متن آهنگ تریاق از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده ام
امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده ام
در دیده من اندر آ وز چشم من بنگر مرا زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام
من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام
تو مست مست سرخوشی من مست بی سر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام
چندانک خواهی در نگر در من که نشناسی مرا زیرا از آن کم دیده ای من صد صفت گردیده ام
در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن صد جان شیرین داده ام تا این بلا بخریده ام
پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده زیرا در این دام نزه من زهر ها نوشیده ام
من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام
تو مست مست سرخوشی من مست بی سر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام
متن آهنگ متصل از آلبوم امیر بی گزند محسن چاوشی:
جان منست او هی مزنیدش آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او شمع دل است او پیش کشیدش
جان منست او هی مزنیدش آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش سرخی سیبش سبزی بیدش
متصل است او معتدل است او شمع دل است او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا سر کشد این جا سر ببریدش
عام بیاید خاص کنیدش خام بیاید هم بپزیدش
باغ و جنانش آب روانش سرخی سیبش سبزی بیدش
متصلست او معتدلست او شمع دلست او پیش کشیدش
جان منست او هی مزنیدش آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش سرخی سیبش سبزی بیدش
متصلست او معتدلست او شمع دلست او پیش کشیدش
نظرات